۱-
تا كي چشمها را بايد شست
چگونه جور ديگر بايد ديد
وقتي كه
در ميانهي "انقلاب" و "آزادي"
خون
از گلوي "ندا" فواره ميزند!
و فرياد مرگ بر يزيديان
گوش "امام حسين" را كر ميكند.
آريايي دختركانم
ندايتان سبز باد
و گلويتان خونين مباد
تا آزادي
فريادي بيش نمانده است.
۲-
ندا!
آقا!
سلطان!
ندا بودي
آقا شدي
و سلطان خواهي ماند
بر موج سبز دستاني
كه
از "دماوند" و "دنا" و "سبلان"
دريايي شده است
و تا "فلك الافلاك" موج ميزند!
ندا!
آقا!
سلطان!
خون تو را
بر آسمان "آهوران" و "دالاهو" هم ديدهايم
يادت جاودان باد
آريادخت اهورايي!