تبليغاتX
اتاق ملاقات

۱-

تا كي چشمها را بايد شست

چگونه جور ديگر بايد ديد

وقتي كه

در ميانه­ي "انقلاب" و "آزادي"

خون

از گلوي "ندا" فواره مي­زند!

و فرياد مرگ بر يزيديان

گوش "امام حسين" را كر مي­كند.

آريايي دختركانم

ندايتان سبز باد

و گلويتان خونين مباد

تا آزادي

فريادي بيش نمانده است.

 

۲-

ندا!

 آقا!

  سلطان!

ندا بودي

آقا شدي

و سلطان خواهي ماند

بر موج سبز دستاني

كه

از "دماوند" و "دنا" و "سبلان"

دريايي شده است

و تا "فلك الافلاك" موج مي­زند!

ندا!

 آقا!

  سلطان!

خون تو را

بر آسمان "آهوران" و "دالاهو" هم ديده­ايم

يادت جاودان باد

آريا­دخت اهورايي!

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 2:9 توسط غزاله حسین زاده |