تبليغاتX
اتاق ملاقات

شعري از تد هيوز- شاعر انگليسي(1930_1999)

 

برگردان: غزاله

 

 

 

بر فراز درختي نشسته

 

چشمهام بسته

 

آسوده ام،

 

 فارغ از فریب روياها

 

ميان سر و پاي شكاري ام

 

در خواب مكرر كشتن هاي بي نقص،

 

                                خوردن هاي سير.

 

خلوت درختان بلند،

 

وزش نسيم،

 

و پرتو آفتاب

 

اينها امكانات من است

 

و روي زمين به آسمانهاست

 

تا من بهتر ببينم اش.

 

پاهام قفل شده بر پوست زمخت يك درخت.

 

تمام هستي براي خلقت چنگالها و تك تك پرهام

 

 در كار بوده است

 

اكنون اما

 

 من هستي را در چنگال مي گيرم

 

يا  اوج گرفته و آهسته بر فرازش مي چرخم

 

مي ̕كشم در هر كجا كه بخواهم

 

زيرا همه چيز از آن من است

 

راه و رسم من

 

سرها را از تن گسستن است.

 

مرگ تقدير نا گزير هر جنبنده اي است

 

كه از جولانگاه من گذر كند

 

بدون بيانييه اي در حمايت از حقوقم.

 

خورشيد پس پشت من است

 

و چيزي عوض نشده

 

از زمان آغازم.

 

چشمان من دگرگوني را پذيرا نيست

 

من مي خواهم همه چيز را همين گونه كه هست نگه  دارم.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 22:11 توسط غزاله حسین زاده |