تبليغاتX
اتاق ملاقات

   مثل پالتوي پدر بزرگ

 

       يادگار جنگ جهاني

 

   مثل موهاي آزيتا

 

      كه تازه از لندن برگشته:

 

       بيد زده ـ هرگز به دوران نرسيده ـ

 

   شعر مي كنند جاي زندگي

 

       عاشق مي زنند ،در اداره غر

 

   پشت ويترين كتابفروشيها،در صف اتوبوس،لاي روزنامه ها

 

   و اين تنها تفاوتي است

 

  كه با مجسمه هايشان در ميدان هاي شهر دارند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 19:13 توسط غزاله حسین زاده |

ـ چه اشتها آورند

     آشپزخانه های لوکس

    وقتی در خیابان راه می روند

    کیسه های سیب زمینی

    که با هر تکانی بچه میریزند

ـ چه مهربانند

   ماشین های شیک

   وقتی عاشق می شوند

   بشکه های آب

   که با هر نگاهی می ریزند

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 12:35 توسط غزاله حسین زاده |